.:: Your Adversing Here ::.

توصیه هایی برای کار با دوربین دیجیتال

قبل از این که با سر به دریای عکاسی دیجیتال شیرجه بروید، خیال تان راحت باشد که قبل از شما افراد بسیاری شیرجه رفته اند و سرشان به سنگ خورده است! آن ها اشتباهاتی مرتکب شده و درس ها از آن گرفته اند که نتایج تجربیات آن ها در اختیار شماست. البته این بدان معنی نیست که دیگر شما مرتکب هیچ اشتباهی نخواهید شد، ولی شما می توانید از اشتباهات رایج تازه کاران مشتاق عکاسی دیجیتال پرهیز کنید. برای شما ده توصیه در این جا فهرست کرده ام که می توانید برای مواجه نشدن با آن ها از هم اکنون چاره اندیشی کنید.
1ـ دوربین شما دقت کافی یا مشخصات فنی مناسب ندارد:

قبل از خرید دوربین دیجیتال، خوب در مورد هدف و نحوه ی استفاده از آن در حال حاضر و در آینده فکر کنید. اگر هدف تان از خرید دوربین، چاپ عکس هایی در اندازه ی 8 در 10 یا بزرگ تر است، از خرید مدل هایی با رزولوشن (دقت) پایین خودداری کنید. همین طور اگر کارتان نیاز به اتصال فلاشی قوی دارد، دوربین تان حتما باید دارای محل نصب فلاش خارجی باشد (که اکثر دوربین های دیجیتال ندارند). فهرستی از مشخصاتی که دوربین تان باید داشته باشد، بنویسید و هنگام خرید دوربین، از آن برای انتخاب دوربین مناسب استفاده کنید.

2ـ عکاسی با رزولوشن پایین:

برای جای دادن عکس های بیش تر روی یک کارت حافظه، دوربین را روی رزولوشن پایین تر از حداکثر تنظیم کنید. این کار خوب است، ولی این، زمانی است که یک عکس دیدنی که بخواهید از آن پرینت بزرگی بگیرید، نگرفته باشید. پایین آوردن رزولوشن یک دوربین استفاده از عکس های آن را محدود می کند و امکان گرفتن یک پرینت بزرگ و دقیق را از آن می گیرد. مگر آن که شما کاملا مطمئن باشید عکس هایی که می گیرید، فقط برای نمایش روی وب، ایمیل کردن یا برای استفاده ی رزولوشن پایین دیگری مورد استفاده خواهد بود. اگر این طور است تنظیم را در حالت JPG یا TIFF در فشرده ترین حالت قرار دهید. اگر عکسی زیبا و مهم به دست آید، شما بی نهایت خوش حال خواهید شد. در مورد رزولوشن باید بیش تر بیاموزید.

3ـ تمام شدن باتری در شرایط حساس:

دوربین های دیجیتال به توان الکتریکی، آن هم به مقدار زیاد نیاز دارند. هیچ چیز ناامیدکننده تر از این نیست که برای گرفتن صحنه ای حساس، شاتر را فشار دهید و علامت یا صدای تمام شدن باتری و خاموش شدن دوربین را ببینید. برای اطمینان از آماده بودن دوربین در شرایط حساس، از شارژ کامل باتری ها اطمینان حاصل کنید و حتماً باتری یدکی همراه خود داشته باشید. باتری ها را باید خوب بشناسید.

4ـ ته کشیدن حافظه در شرایط حساس:

دوربین های دیجیتال همراه یک کارت حافظه فروخته می شوند، ولی معمولا این مقدار حافظه فقط برای گرفتن چند عکس با کیفیت متوسط کافی است. در نظر بگیرید که تصمیم دارید چند عکس بگیرید و اطمینان حاصل کنید که کارت حافظه با ظرفیت کافی همراه دارید. بالاترین حافظه ای را که توان مالی تان اجازه می دهد، بخرید و یا اگر ارزان تر درمی آید، چند حافظه ی کم ظرفیت تر بخرید و خیال خودتان را راحت کنید که در شرایطی گیر نخواهید کرد. چون تاسف از دست دادن منظره ها و یا صحنه های تکرارنشدنی را خواهید خورد.

5ـ در آوردن نابه جای کارت حافظه:

برای گرفتن عکس در دوربین دیجیتال، مراحلی باید طی شود که در انتهای آن، ثبت تصویر روی کارت حافظه قرار دارد. این پروسه، چند ثانیه طول می کشد. اگر در حالت عکس برداری پی در پی، سریع عکس گرفته باشید، این پروسه طولانی تر هم خواهد شد. این مساله که قبل از خارج کردن کارت حافظه از دوربین، فرصت کافی برای ضبط تصویر را بدهید، بسیار ضروری است. اگر در حین این عملیات، کارت حافظه را بیرون بکشید، ممکن است عکس ها را از دست بدهید. دوربین های دیجیتال، دارای نمایشگری هستند که در حین ضبط تصویر چشمک می زند. قبل از انجام هرکاری روی کارت، مطمئن شوید که چشمک زدن این لامپ قطع شده باشد. حتما خودتان را عادت دهید که قبل از خارج کردن کارت حافظه دوربین را خاموش کنید.

6ـ گرفتن عکس از صحنه های سریع:

خوش بختانه امروزه دوربین های دیجیتال بیش تری در حال نزدیک شدن به سرعت پاسخ فیلم های عکاسی هستند؛ به بیان ساده، به مجرد فشار دادن شاتر، عکس گرفته می شود، ولی متاسفانه خیلی از مدل ها هنوز کند بوده و آن چه را که در مانیتور نمایش می دهند، همانی نخواهد بود که در عکس ثبت می شود. اگر دوربین شما چنین است، دو راه برای فایق آمدن بر آن وجود دارد: اول آن که خود را عادت دهید بدون این که وابسته به تصویر نشان داده شده در مانیتور باشید، براساس تجربه بهترین زمان فشار دادن شاتر را به دست آورید؛ دوم این که روی سوژه های ساکن نحوه ی قفل کردن فوکوس دوربین تان را یاد بگیرید. در شرایطی که می خواهید از جسم متحرک و یا صحنه ی سریعی عکس بگیرید، از قبل فوکوس را روی فاصله ی مناسبی قفل کنید. چون هنگامی که فوکوس انجام شده باشد با فشردن شاتر بلافاصله عکس گرفته می شود.

7- عکس گرفتن از صحنه های سریع در مد عکس تکی:

اگر تنظیم دوربین شما روی مد عکس تکی تنظیم شده باشد، بعد از گرفتن عکس تا زمان آماده شدن برای عکس بعدی زمانی طول می کشد که به علت ثبت اطلاعات عکس روی کارت حافظه، ممکن است دوربین در طی این زمان با نشان دادن عکس گرفته شده، شما را سرگرم کند! این مد برای گرفتن عکس از سوژه های ثابت مناسب است، ولی هنگامی که می خواهید از سوژه های در حال حرکت عکس بگیرید، باید تنظیم دوربین تان را تغییر دهید. در بعضی دوربین ها می توانید نمایش تصویر بعد از گرفتن عکس را غیر فعال کنید که باعث سریع تر شدن زمان آماده شدن برای عکس بعدی می شود. در بعضی از دوربین ها نیز می توانید مد گرفتن چند عکس متوالی را فعال کنید که قبل از این که دوربین به ثبت تصاویر بپردازد، چند عکس مختلف بگیرید.

8ـ مدیریت نامناسب عکس ها:

درباره ی این موضوع، قبلا هم صحبت شده است؛ شما برای این که حداکثر بهره را از دوربین تان ببرید، باید روند کاری منظمی شامل گرفتن عکس، انتقال به کامپیوتر، نگه داری و مرتب کردن منطقی عکس ها و گرفتن کپی پشتیبان روی CD را رعایت کنید. ممکن است عادت دادن خودتان به انجام دقیق این کارها کمی مشکل باشد، ولی این کار ضامن استفاده ی درست و بدون اشتباه از عکس هایتان است.

9ـ انتظار اصلاح عکس ها با نرم افزارهای ویرایش تصویر:

در بعضی از فیلم های پلیسی دیده اید که از عکسی که کاملا تار است، چگونه عکسی واضح از صورت مجرم تهیه می کنند و یا عکسی غیرواضح در شب را به عکسی روشن مثل وسط روز تبدیل می کنند، زیاد جدی نگیرید! این قدرت اسرارآمیز کامپیوترها زاییده ی قوه ی تخیل کارگردان فیلم است.

با استفاده از یک نرم افزار ویرایش تصویر خوب، مثل فتوشاپ، می توان تصویر رنگ پریده ی زیر نور فلورسنت را بهبود داد، قرمزی چشم را اصلاح کرد، روشنایی و کنتراست را بالا برد و کارهایی از این قبیل انجام داد، ولی در قدرت و کیفیت کار، محدودیت هایی وجود دارد. بعضی اشکالات هستند که با هیچ نرم افزاری قابل برطرف شدن نیستند.

10ـ ضبط روی عکس اصلی:

ممکن است شما در حال تجربه کردن یک نرم افزار ویرایش تصویر و امتحان جلوه های عجیب و غریبی که بر روی تصویر و رنگ ها ایجاد می کند، باشید. کارهایی که انجام می دهد، بسیار جالب است و شما می خواهید ادامه ی کار را بعدا انجام دهید. کلید CTRL-S را می زنید و عکس ضبط می شود. شما نمی خواستید این طور شود، ولی اکنون عکس اصلی با عکس تغییر داده ی شده شما جایگزین شده است و دیگر راهی برای بازگشت آن وجود ندارد. همیشه یادتان باشد، قبل از شروع کار با چنین نرم افزارهایی، با استفاده از SAVE AS یک کپی از تصویر اصلی تهیه کرده و روی آن کار کنید.

مشاهده ادامه مطلب توصیه هایی برای کار با دوربین دیجیتال

قلم مهمترین ابزار نوشتن

قلم مهمترین ابزار نوشتن است که در شرافت آن گفته اند: اول چیزی که خدا آفرید و به او فرمان داد قلم بود. و خدای تعالی در کتاب عظیم خود در سوره قلم ابتدا به ذکر آن فرموده است: «ن و القلم و مایسطرون» و گفته اند: بدان سبب نام قلم گرفته که از اصله ی خود بریده و قطع گردیده است، چون قلم به معنی قطع است. و نیز گفته اند: وقتی تراشیده شد قلم گویند و اِلاّ آن را (نی) نامند.

قلم خوب آن است که در پختگی، اعتدال داشته باشد، نه خام باشد نه سوخته؛ و باید سرخ و سفید باشد نه سیاه و زرد و نه خاکستری. نشان پختگی اش آن است که سرخی آن به غایت سرخ و سفیدی آن نهایت سفید باشد. نه در سرخی سیاه رنگ بود و نه در سفیدی زردگونه. راست باشد و رگهای پوست آن نیز راست و هموار بود، گره و پیچ نداشته باشد، که اگر رگهای اصلی قلم راست نبود نوشتن نیک را لایق و فایق نیست. در بلندی و کوتاهی و سنگینی و استحکام نیز به حد اعتدال ومحکم و مجوّف و اندرون سفید باشد نه سست و سبک.

«در قلم شش سین بود، سه زان حسن، سه زان قبیح سرخ و سخت و سنگی و دیگر سبک سست و سیاه »

دیگری گفته است:

«نگزینی سیاه و سست و سبک سرخ و سنگین و سخت پیدا کن»

سلطانعلی مشهدی می گوید:

اولاً می کنم بیان قلم بشنو این حرف از زبان قلم

که قلم سرخ رنگ می باید نه به سختی چو سنگ می باید

نه سیاه و نه کوته و نه دراز یادگیر ای جوان ز روی نیاز

معتدل نه ستبر و نه باریک و اندرونش سفید و نی تاریک

نه بر او پیچ و نه در او تابی ملک خط راست نیک اسبابی

گر قلم سخت باشد و گر سست دست از این و از آن بباید شست

مجنون هراتی در رسم الخط خود گوید:

قلم باید که باشد بی خم و تاب درون اسپید و رگها راست دریاب

دگر سرخ و سپید و سخت و سنگین چنین گفتند استادان پیشین

استادی به دوست خود نوشت:

در طول مدّتی که در کار کتابت ممارست داشته ام کتابتی که بر نام و نشان، چیره و جاری مجرای القاب و انساب گردیده است، دریافته ام که قلمهای سخت که محصول خشکی است، بر روی کاغذ کلفت و پوست با جریان و گذرنده است. و آبی آن بر روی کاغذ معمولی روانتر و صافتر می گذرد. باید قلمهایی برگزینی که محکم و با پوست پاکیزه و روشن و کم پیه و پرگوشت و تنگدل و سنگین وزن باشد.

چگونگی گزینش قلم

و نیز استادی در حال تعلیم به شاگرد خود می گفت:

قلم باید محکم و سخت و میانه باریک و کلفت باشد و آن را از نزدیک بندها و گره ها نتراش که در کارها بستگی می آورد و با قلمِ پیچ و تاب دار و فاق نامستوی منویس. اگر نی بحری یا فارسی به دست نیاوردی و ناچار شدی با قلم های َنبَطی بنویسی آن که گندم گون (بین سرخ و سفید) است اختیار کن.

ابوعلی بن مقله وزیر – رحمه الله – در جمله ای کوتاه، وصف کامل قلم نموده است: «بهترین قلم ها آن است که پیکر آن در پختگی و رسیدگی محکم، و پوستش باطراوت شده باشد و آن را پس از تمام برآوردن دانه و بذر و زرد شدن برگ و کشیده شدن قد بریده باشند و پیه آن سخت و حجم آن سنگین باشد.»

و نیز از او نقل است که بهترین قلم ها آن است که به اندازه ی شانزده تا دوازده انگشت دراز باشد و کلفتی آن به قدر انگشت سبابه تا حد انگشت چهارم بوده باشد. و در جای دیگر گفته است: قد و اندازه قلم نباید از یک وجب تجاوز کند.

جعفر تبریزی در رساله ی خود انواع قلمها را (واسطی، آموئی، بصری، مازندرانی) برشمرده است و گوید: بهترین آن واسطی است، پس از آن آموئی؛ و انواع دیگر را اعتبار نباشد.

و صاحب فواید الخطوط گوید: بهترین قلم، قلم واسطی است و نشانه خوبی قلم آن است که در تراشیدن، قُلامه (تراشه و خرده) آن نجهد بلکه همانجا بر زمین ریزد و اگر رگهای قلم راست نباشد کتابت را نیک و لایق نباشد.

تراشیدن قلم :

مؤلف جامع محاسن گوید:

استادی می گفت: به قلم ها ستم مکنید. گفتند: چه ستمی؟ گفت: این که با قلم باریک خط درشت بنویسی و بالعکس.

اهل خط برای هر نوع خط، تراشی خاص و در خور مقرر داشته اند و تراش قلم بدین نسبت از درشت جلی تا ریزخفی متفاوت می گردد، و برای کاتب به ویژه کاتبی که چند نوع یا همه انواع را می نویسد قلمهای مختلف و متعدد در کار است، مانند آلات مختلفی که در صنایع به کار می رود.

مؤلف صبح الاعشی از مقرّ العلائی بن فضل الله نقل کرده است که به خط ابن مقله رحمهالله دیدم که نوشته بود:آری! آری! ملاک خوبی خط ، خوبی تراش قلم است و هر کس قلم را خوب بتراشد خط نوشتن برایش آسان می گردد . بر اهل این صناعت لازم است که همه ی فنون تراش قلم و قط آن را از تحریف و تدویر و توسیط و بین آنها را رعایت و حفظ کند تا در نوشتن خط توانا باشد و قلم برای کاتب مانند شمشیر در دست مرد دلیر است و هم گوید (مقر العلائی): نیکویی تراش قلم نصف خط است و بعضی گفته اند: «الخط کلّه القلم» و یاد دادن تراش قلم، مهمتر از تعلیم خط است (تعلیم البرایه اکبر مِن الخط)

ابراهیم بن محمد شیبانی گفته است: واجب است که شروع تراش قلم از طرف رویش نی بوده باشد یعنی از سر آن .

چهار مرحله تراش قلم:

1) برداشتن روی قلم(فتح)

2) تراش پهلوهای قلم (نَحت)

3) فاق قلم یعنی شکاف دادن دم قلم(شق)

4) قط (زدن سر قلم)

و اگرپشت برداری قلم را که مخصوص قلمهای درشت است به حساب آوریم ، پنج عمل خواهد شد. و بیان آنها بدین قرار است:

1- (فتح) برداشتن روی قلم: و آن آغاز تراشیدن است برای میدان قلم و آن چنان است که قلمتراش را در بدنه قلم فرو می بری و با فشار مساوی تا سر قلم ادامه می دهی و اندازه ی میدان قلم را به قدر بندانگشت ابهام یا منقار کبوتر گفته اند؛ ولی به اندازه ی قط قلم مناسبتر است.

ابن مقله وزیر گفته است: تراش شکم قلم برحسب سختی و سستی اقلام، مختلف می شود. در سخت آنقدر بتراشد که (وجه قلم) مسطح و هموار شود و (عرض) آن را به اندازه ای که برای خط منتخب خود خواهد، قراردهد. ولی در سست، واجب است که گوشت قلم را به حدی بردارد تا به قسمت سخت (نزدیک به پوست قلم) برسد. زیرا اگر چنین نکند ریشه ها و الیافی دم قلم پدید می آید و جریان قلم را کُند و ناهموار می سازد.

میدان قلم نباید زیاد بلند باشد؛ زیرا قدرت دست را کم می کند، قلم زود می شکند و نباید زیاد کوتاه باشد که باعث شود مرکب زیاد روی کاغذ برسد و خط را خراب کند و لذا در قلم ِمعتدل، میدان قلم به اندازه ی قطر قلم مطلوب است.

2- (نَحتِ حواشی) تراشیدن پهلوهای قلم: ابن مقله گفته است: در تراش پهلوها واجب است که دو پهلو نسبت به سر قلم مساوی باشد و هیچ یک بر دیگری نچربد والاّ زبانه قلم را ضعیف می کند (زیرا تعادل قلم را به هم می زند) ولازم است که تراش دو پهلوی قلم به حالت شمشیری باشد و این حالت تا به سمت سر قلم بگراید. زیرا در این حال جریان مرکب از دم قلم بهتر می شود.

مؤلف فوائد الخطوط گوید: قلم را باید مشابه حوت (ماهی) تراشید تا ذنب الحوت (دم ماهی) ظاهر شود و تمامی تراش قلم مشابه به حوت باید.

ضیاء الدین محمد در رساله خط نستعلیق خود آورده است: پهلوهای قلم را به قلمتراش باریک اندام، خالی کند تا سر قلم تیز نشود و کبوتر دم آید و تنگ شق باشد.

مجنون در رسم الخط گوید:

اگرخواهی که بتراشی قلم را بگویم با تو یکسر بیش و کم را

قد نوک قلم آن گونه باید که قدر بندانگشتی نماید

تهی کن هر دو پهلوی قلم را که ماهی دم نماید نزد دانا

ولیکن جانب اُنسیش باید که آن نازکتر از وحشی نماید

3- (شق) شکاف دادن دم قلم است که اصطلاحاً فاق می گویند.

ابن مقله گوید: فاق قلم نیز بر حسب سختی و سستی قلم و حالت میانه مختلف است. اما در حال میانه که نه سخت باشد و نه سست، واجب است که به مقدار نصف میدان قلم یا دوثلث (3/2) فاق زده شود، و فایده آن این است که به این اندازه، خط از تباهی و فساد ایمن می گردد و اگر زیادتر شد دو زبان قلم در وقت نوشتن از هم باز شده ، خط را فاسد می سازد.

و اما فاق در قلمهای سخت به اندازه میدان قلم خوب است (در قلم های سست ، مقدار ثلث و نصف را تعیین کرده اند) .

و هم ابن مقله گفته اسـت: واجب است فاق قلم بر وسط میدان قلم قرار گیرد. و استاد ابوالحسن ابن بواب بر این طریقه بوده و گفته است: غلظت دو زبانه قلم باید مساوی باشد. و جایز است که غلظت طرف راست از طرف چپ بیشتر باشد.

معمولاً پس از میدان قلم و تراش پهلوها، فاق می دهند و دو زبانه ی قلم را برابر می سازند. (وحشی و انسی)

معدودی از خطاطان (مانند صاحب فوائد الخطوط) را عقیده این بود که طرف وحشی (زبانه ی راست) را بیشتر از انسی باید ساخت. مثلا به نسبت ثلث و ثلثان یا چهار دانگ و دو دانگ. و این عقیده طرفدار ندارد و بهتر، مساوی و برابر بودن وحشی و انسی قلم است چنانکه سلطانعلی مشهدی فرموده است:

وحشی و انسیش برابر کن چاردانگ و دودانگ گشته و گویند که طرف وحشی قلم باید بقوّت تر از انسی باشد چه هر مشقتی که هست بر سر آن است.

بنا بر عقیده اساتید خط، شکاف سرقلم بر وسط حقیقی عرض قلم باید باشد، و آن را بر دو گونه معمول داشته اند:

یکی آن است که پس از تراش پهلوها، با نیش قلمتراش اشاره ای بر وسط عرض قلم، نزدیک سر قلم بکند و شکافی صاف و ملایم وارد سازد؛ دیگر آنکه قبل از تراش پهلوها و بعداز "فتح" فشار و زور، انگشت ابهام را بر سطح "عرض" قلم وارد کند تا بشکافد و این طریق دوم به شرط مرغوبی قلم و راست بودن رگهای آن، بهتر و سالمتر است و طریقه ای است که بابا شاه اصفهانی ارائه کرده و گفته است که این بهترین شقوق است.

4- قط قلم: اصل قطّ، قطع است و قطّ و قدّ در لغت نزدیک به هم است ، جز این که قط در برش شمشیر از عرض، و قد از طول استعمال شده است. و آن در کار کتابت چنانست که سر قلم را از جانب میدان (عرض) روی قط زنی صاف بگذارد و تیغه قلمتراش را بر پشت سر قلم نهد و با انگشت ابهام به پشت قلمتراش بقوت بفشارد تا صاف و بی عیب قط شود. و نباید دم قلم را به مقدار زیاد به دم قلمتراش بدهد که ناصاف خواهد شد.

صدایی که از قطّ قلم بر می خیزد باید یکصدا و در کمال پختگی باشد. اگر صدای بلند یا پَست برخاست اعاده ی قط لازم است؛ زیرا این چنین صدایی ، خالی از عیب و علت نیست، و مقرراست که:

قط اول نکو نمی آید قط دوم نکوشود شاید

سلطانعلی مشهدی گوید:

تا صدای قط قلم شنوی غافل از قط آن قلم نشوی

گر صدای قط قلم نه نکوست دان صدای ندای علت اوست

و نیز سروده است:

شرط قط دان که بیشمار بود هر که دانست مرد کار بود

گیر محکم قلمتراش اول با " نی قط " اگر نئی احول

قلم خویش بر " نی قط " نه گر بگیری قلم به اصبع به

ساز محکم قلم بنا خن خویش تا که در قط زدن نگردد ریش

در رساله ی عبدالله صیرفی آمده است که آن آواز باید مانند تلفظ کلمه قطّ باشد و اگر چنین شنیده نشد خوب نیست. در همین رساله است (که قبله الکتاب جمال الدین یاقوت علیه الرحمه در زمان مستعصم ظاهر گشت و متابعت خط ابن بوابّ کرد. بعد از آن در تراشیدن قلم و قط زدن تغییری داد و استدلال و استرشاد از کلام امیر المومنین علی صلوات الله علیه که فرمود: نوک قلم را دراز بتراش و فربه، وقط قلم را محرف متمایل به راست کن تا در حال قط آوازی چون آواز مَشَرفی بر آید و گرنه قِطّ را اعاده نما. و گویند مَشَرفی (کلمه مشرفی را چنین بیان می کند : مشرفی منصوب به قریه ای از سرزمین عرب که نزدیک سبزه و کشتزار و آبادانی است و اسم آن (مشارف شام) است. و شمشیرهای مشرفی از آنجاست. و گفته اند این نسبت به موضعی از یمن داده شده است نه به مشارف شام) شخصی بوده است که شمشیر را در غایت خوبی و لطیفی ساختی چنان که به هر چه می نهادند دو نیمه می کرد و در غایت نازکی آوازی از آن بر می آمد.

ابن مقله گوید : زمانی که خواستی قلم را قط کنی قلمتراش را کمی به پهلو بخوابان، و به طور قائم و راست به کار مبر.

بدان که قط از پنج نوع بیرون نیست: 1- نهایت تحریف 2- جَزم یا مستوی یا با تدویر 3- توسیط (بین تحریف و مستوی ) 4- بین بین آنها 5- مایل بچپ مانند قلم های لاتین نویسی.

قط بین تدویر و تحریف، رای ابن مقله وزیر و پیروان او مانند ابن بواب می باشد. و قط محرف اختیار یاقوت و پیروان اوست. مقصود از تحریف، ارتفاع نیش راست قلم است که از نیش چپ برتر دیده می شود.

استادی گفته است : بهترین قطها محرّف معتدل و تباه ترین آنها قط مستوی است، زیرا قط مستوی به مقدار کمتر از محرف فرمان می برد. با قط محرّفِ معتدل و کمک فاق قلم ، می توانیم در نوشتن ازجابجای دم قلم کمک بگیریم و استفاده کنیم. (از نیش و از نیم دانگ و یک دانگ و دو دانگ و سه دانگ یعنی6/12 و6/1 و6/2 6/3 دم قلم)

این شعر در افواه و معروف است:

محرّف تراش و محرّف نویس به اندک زمانی (شوی) شود خوشنویس

حق آن است که قط قلم که مدار کتابت بر آن است بر حسب مقاصد نویسنده و نوع خط متفاوت گردد. مثلاً برای نوشتن ثلث و اجازه و دیوانی و نسخ یاقوتی، تقریبا یکسان است و باید محرف باشد. و قط برای محقق و ریحان تحریفش کمی بیشتر است که آن حداکثر تعریف است. و برای رقعه تحریفی کمتر از نسخ یاقوتی، و برای نستعلیق کمتر از رقعه می باشد و همچنین در فروع ثلث که درجلد اول گفته شد تحریف توقیع کمتر از ثلث و قط رقاع و غبارالجلسه متمایل به مستوی است.

ولی برای نوشتن کوفی با این که به انواع قط ممکن است، اکثر مستوی است و گاهی مایل بچپ می توان نوشت.

حاصل آن که بنابه قول ابن بواب برای هر قلمی (خطی) در خور است. قط ریحانی حداکثر تحریف و بعد از آن در هر نوعی از انواع خط ها از تحریف کاسته می شود تا به رقاع می رسد که اقل تحریف است.

5- پشت برداری قلم: در رساله های قدمای خطاطین از پشت برداری دم قلم ذکری نشده است.زیرا در آن روزگار بیشتر مدار نوشتن بر زیر نویسی و کتابت دواوین بوده است، که پشت برداری لازم نمی آمده و شاید در درشت های متوسط هم، اکتفا به خاک مالیدن بر پشت قلم می کرده اند. لذا استادان متأخر به منظور هموار و یکسان شدن دم قلم، پشت برداری را در قلم های درشت معمول داشته اند. و آن چنان است که قلمتراش را در فاصله چند میلی متری پشت نوک قلم گذاشته فشار ملایمی بدهیم که به پوست فرو رود، بعد قلمتراش را به طور ملایم به طرف نوک قلم پیش ببریم.

چنان که اشاره شد پشت برداری برای آنست که دم قلم از دو سوی یکسان شود و بهتر فرمان ببرد و ضمناً توقفگاهی برای مرکب باشد تا یکباره بروی کاغذ سرازیر نشود، چه نوک قلم از پشت و روی آلوده به مرکب می گردد و از دو طرف به جریان مرکب و نویسندگی دخیل است و باید منظم و متعادل باشد.

در نتیجه می توان گفت که راه عملی ساختن این دستورها آن است که اول پس از برداشتن میدان قلم نی قلم را که به دست چپ گرفته ایم نوک آن را روبروی خود بگردانیم و روی پایه انگشت ابهام بگذاریم.

دوم: قلمتراش را با انگشتان راست، محکم بگیریم و پهلوهای قلم را از دو طرف به قدر لزوم و مساوی بتراشیم.

سوم: نوک قلم را که در این وقت دراز دیده می شود. اندکی با قلمتراش کوتاه کنیم.

چهارم: برای فاق ، نیش قلمتراش را بر وسط حقیقی نوک قلم بگذاریم و مختصر فشاری دهیم تا شکاف بردارد.

(بعضی هم در این وقت یا قبل از تراش پهلوها، با فشار ابهام شکاف می دهند، اما با نیش قلمتراش مطمئن تر است).

پنجم: دم قلم ریز و متوسط را روی قط زن نهاده و شست چپ را روی قلم و سبابه و وسطی را زیر قط زن می گذاریم و قلم را محکم نگاه می داریم، آنگاه به طور مورب نوک آن را قطع می کنیم. و هر گاه قلم چنان درشت باشد که نگاهداریش از قدرت قط زدن بر روی دست خارج باشد قط زن بزرگ و پهن تر را روی میز یا زمین صاف و مسطح قرار داده آنگاه قط میزنیم. همچنان که قبلا گفته شد پشت برداری قبل از قط در قلمهای درشت لازم است

مشاهده ادامه مطلب قلم مهمترین ابزار نوشتن

عکاسی مستند

>>>برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب بروید<<<

واژه ی عکاسی مستند در سال های رکود اقتصادی کاربرد پیدا کرد.

زمانی که شرایط اسف بار کشاورزان وجدان مردم امریکا را بیدار کرد تا نیاز به اصلاحات اجتماعی را احساس کنند.

این زمینه از عکاسی هنوز عکس های داست باول (DUST BOWL) را تداعی می کند, عکس هایی که در آن ها، پس کوچه های کثیف و شرایط رقت بار شهری را تصویر کرده بود.

اما عکاسی مستند ابعاد وسیع تر از این که فقط بدبختی ها و نارسایی ها را تصویر کند در بر می گیرد، چراکه می توان موضوع هایی جدا از بدبختی ها و ناکامی ها را نیز به تصویر کشید و سندیت بخشید, مانند مناطق دورافتاده و محروم, انسان های سرزمین های دیگر, ناملایمات جامعه و طبیعت, ابعاد وسیع عواطف و تنش ها، درواقع دامنه ی موضوع های عکاسی مستند بی شمار و نامحدود است. با این همه هر عکسی را نمی توان عکس مستند نامید.

زیرا عکس مستند باید حامل پیام باشد. پیامی که آن را از یک عکس طبیعت، یک پرتره و یک منظره ی خیابان مستثنی می کند. عکس مستند ممکن است ثبت کننده ی یک واقعه باشد اما این واقعه فی النفسه باید معنا داشته باشد.

مشاهده ادامه مطلب عکاسی مستند

هنر معرق روی چوب

مقدمه تاریخی

معرق در معنای کلام «اصولاً هر چیز رگه دار را گویند » ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد.

تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر کاشی کاری ، بدون شک رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تکوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی کاشی کاری بدین سبک است.

کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شکوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری پدید آمد. این شکوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی که در کاشی کاری معرق به کار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای کاشی کاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشکال مانند اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه نمایان شد .

از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی کمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن کوشا بوده اند.

وجه تشابه کاشی کاری معرق با معرق کاری روی چوب در شیوه ی عمل است که در هر دو ، نقش ها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد. یکی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است که در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شکل تقسیم شده است:

مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی چوب برجسته و مسطحی است که نقشهای اسلیمی معرق کاری شده در این قسمت جای گرفته است.

سابقه ی معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال 1309 ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یکی از واحدهای اداره کل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تکامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره کل در سال 1346 به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال 1357 به عنوان یکی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذکور به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی کل هنرهای سنتی دنبال کرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشکیل می دادند که طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.

از سال 1360 به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرهای سنتی آغاز به کارکرد و سرانجام در سال 1362 تأسیس رسمی اداره آموزش این اداره کل، برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغاز نوینی بر تداوم این هنرها شد و در کنارآن کارگاه منبت و معرق به سرپرستی استاد سید کمال میرطیبی همچنان به فعالیت های هنری خود ادامه داد.

در طی سالیان، معرق همپای حرکت زمان پیشرفت کرد و تحولات و نوآوری های مختلفی در آن پدیدار شد. برای آشنایی با مسیر حرکت این هنر، باید به اولین کارگاه منبت و معرق اشاره کرد که در سال 1310 تحت سرپرستی استاد احمد امامی، تأسیس شد باید اشاره کرد و همچنین از اساتید متقدمی چون پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی ، علی و خلیل امامی ، و احمد رعنا یاد کرد. ابتدا اهم فعالیت آن کارگاه، منبت کاری بود و به تدریج در کنار آن هنر معرق نیز پای گرفت.

این هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تکیه گاه صندلی به کار برده می شد، و تنها نقش های اسلیمی یا گره یا پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل ، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع، از برش های خاتم برای اشباع نقش ها استفاده می کردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذکر محدود بود و به خاتم چوبی شهرت داشت.

در آن ایام، شیوه معرق کاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق هندی اجرا می شد. بدین طریق که هنرمندان ابتدا به وسیله کارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روی شیء مورد نظر مطابق طرح می کندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای که اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و ارّه ای به نام چکی، دوربُری می کردند و در محل مقرر قرار می دادند.

نخستین تاریخی که در مورد اشباع نقش های کنده شده به وسیله چوب های رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال 1313 با نقش دوسوار کار است که به وسیله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوی دیگری مربوط به سال 1314 با نقش یک زن است که توسط عباس شهمیرزادی اجرا شده است. هم اکنون دو تابلوی مذکور در نمایشگاه اداره کل هنرهای سنتی نگهداری می شوند.

عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی بعدی خود ، به جای کندن سطح چوب به فکر ایجاد زمینه در اطراف نقش ها افتاد و از کنار هم قرار دادن قطعات چوب زمینه ای در اطراف نقش ها به وجود آورد. این تابلو، با مقطع بیضی، نشانگر نقش دو زن بود .

نخستین نمونه های موجود این روش، دو تابلوی مربوط به سالهای 1317 و 1319 است که نقش پیکار دو سوار با یک شیر را نشان می دهد. این تابلوها مربوط به امتحان کلاس معرق «علی و خلیل امامی» است و هم اکنون در موزه هنرهای ملی نگهداری می شوند.

به دنبال این دگرگونی ها، در سال 1316 احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج کرد و به صورت نیم برجسته مطرح نمود که همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمینه ی فکری این نوآوری از نقش های منبت کاری شده ی درهای کاخ مرمر شکل گرفت.

تا سال 1334 اجرای معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا این که محمد طاهر امامی که در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود ، در اندیشه ی به کارگیری مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون، نقش هایی روی یک راکت تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد. بدین منوال در پی شناسایی گوناگونی ِ رنگ، انواع چوب های صنعتی شناخته شد. ( این پی گیری همچنان ادامه دارد. )

در سال 1335، تعدادی پاراوان و بوفه ی معرق کاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهدا شد که هنگام حمل، تعدادی از آنها خسارت دید! مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد . وی با تهیه ماده سیاهی ترکیب یافته از جوهر نیکروزین، پارافین و لاک الکل، قسمت های آسیب دیده را ترمیم کرد. لازم به توضیح است که تا قبل از شناخته شدن جوهر نیکروزین برای سیاه کردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می کوبیدند و سپس در الکل حل کرده و مقداری پارافین به آن اضافه می کردند و ماده سیاه به دست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می کردند.

این گونه آزمون های پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سال های 36 یا 37 یک پاراوان کوچک با نقش گل و مرغ توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه که به شیوه ی معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبک معرق در میان انواع آن جای گرفت.

در ادامه این تحولات در سال 1344 محمد طاهر امامی تابلویی با عنوان مرغ و آشیانه به وجود آورد که مرغ تماماً از جنس صدف تهیه شده و کاملاً برجسته است و تنها به وسیله یکی از بالهایش به زمینه ی تابلو متصل شده است. وی با اجرای این تابلو به معرق تمام برجسته دست یافت.

در میان آثار معرق روی چوب که تاکنون به وجود آمده ، «معرق خاتم» چنانکه از نامش برمی آید، ترکیبی از دو هنر بیان شده است که مقام ویژه ی خود را از دیر باز حفظ کرده است. از بدو پیدایش کارگاه منبت و معرق، نوع ساده ی معرق خاتم در میان شمسه ی نقش های گره با همان پنج رنگ طبیعی محدود اولیه به کار گرفته می شد.

در سال 1337 در کارگاه خاتم سازی ، میز تحریری با نقش سیمرغ و اژدها، به سرپرستی شادروان علی نعمت تهیه شد و برای نقش های مذکور از برش های خاتم با رنگهای متنوع استفاده کردند که همه به شیوه ی معرق، دُوربری و جاسازی شده بود. این تجربه ، انگیزه ی خلق تابلویی با طرح یک طوطی از خاتم های رنگی شد که در سال 1342 توسط عزیزالله ویزایی، خارج از محیط کارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال 1349 اکبر سریری نخستین هنرمندی بود که از این شیوه جهت ایجاد نقش یک پرنده بر روی تابلو استفاده کرد و بدین ترتیب این سبک معرق با نام «معرق خاتم» متداول شد.

در ادامه این دگرگونی ها در سال 1349 تابلویی به سبک امپرسیونیسم از طبیعت یک روستا که توسط رضا شهابی (یکی از شاگردان کمال الملک) نقاشی شده بود، به وسیله ی محمد طاهر امامی با رعایت اصول سبک یاد شده به صورت معرق ساخته شد.

از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم که این تحولات عبارتند از :

- نمایش بُعد از طریق فضاسازی ، که تحولی در ترکیب بندی های سطح گذاشته است.(تابلو بزم درویشان).

- استفاده از فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشایر)

- نمایش نقش در دو سطح (دو پلانه)

- نشان دادن عمق با استفاده از پلی استر (تابلو عقاب)

مشاهده ادامه مطلب هنر معرق روی چوب

آشنایی با برج خلیفه دبی

 

شهر دبی پر است از چیزهای عجیب و پروژه‌های عظیم. بزرگ‌ترین جزیره ساخته انسان، ساختمان‌های دوار و هتل هفت ستاره، حالا نوبت رسیده به بلندترین برج جهان.  ساخت برج خلیفه در سال 2004 شروع شد و در 4 ژانویه 2010 بهره‌برداری شد. نام "خلیفه" در روز بهره‌برداری توسط شیخ محمد بن راشد آل مکتوم، امیر دبی و به افتخار وی به این برج داده‌شد.

برج خلیفه 828 متر ارتفاع، 160 طبقه، بیش از هزار واحد آپارتمان، 49 طبقه اداری، 4 استخر و یک کتابخانه مخصوص ساکنان برج دارد. علاوه بر این یک هتل با 160 اتاق در طبقات پایینی برج با نام طراح مد ایتالیایی جورجیو آرمانی واقع شده‌است.

برج خلیفه تا زمان افتتاح7 رکورد دارد:

• بلندترین برج جهان
• 
بلندترین سازه جهان که بدون کمک کابل و یا وسیله دیگری سرپاست
• 
دارا بودن بیشترین طبقات
• 
دارا بودن بیشترین مساحت طبقات بین ساختمان‌های جهان
• 
بزرگترین بالکن برای تماشای نمای بیرون برج
• 
دارا بودن آسانسور با بیشترین مسافت طی شده
• 
دارا بودن بلندترین آسانسور باربری جهان

طراحی

طراحی برج خلیفه توسط آدریان اسمیت و شرکت SOM آمریکا و با الهام از معماری اسلامی و طبیعت صحرا انجام شده‌است.

گل صحرایی Hymenocallis اصلی‌ترین ایده‌های طراحی برج دبی را به معماران آن داده‌است. این طراحی نه تنها از نظر شکل فیزیکی نیروی وارده توسط باد در طبقات آخر را مهار می‌کند، بلکه به ساکنان هر کدام از طبقات نمایی منحصر به فرد و بدون اشراف به سوی سایر واحد‌ها می‌دهد. همچنین استفاده از طاق در نمای برج نشان دهنده الهام گرفتن طراحان برج خلیفه از معماری اسلامی است.

ابتکارهای دوستدار محیط زیست

هوای گرم و مرطوب دبی به همراه سیستم خنک کننده پیشرفته برج باعث می‌شود تا حجم زیادی بخار آب و رطوبت از طریق سیستم کندانسور دستگاه‌های خنک کننده به مایع تبدیل شود. حجم این آب مایع در سال به 15 میلیون گالن برابر با حجم 20 استخر سایز المپیکی می‌رسد و برای مصارف مختلف استفاده می‌شود.

تمیز کردن برج

نمای برج خلیفه 26 هزار شیشه دارد. تمیز کردن این شیشه‌ها تنها با استفاده از یک سیستم بالابر پیشرفته انجام می‌شود و تمیز کردن کامل آن 2 تا 3 ماه طول می‌کشد.

پایه برج

یکی از شاهکارهای مهندسی که در برج نظر هر متخصصی را جلب می‌کند، قرار دادن 500 هزار تون وزن برج بر روی یک فریم مثلث شکل با ارتفاع 3.7 متری است.  این فریم از میلگردهایی به قطر 1.5 متر که در عمق 50 متری زمین فرو رفته است تشکیل شده‌است.

مقابله با باد در ارتفاع 800 متری

بیش از 40 تست تونل باد مختلف بر روی برج خلیفه انجام شده‌است تا تمام آثار باد در ارتفاع 800 متری از سطح دریا بر روی برج مشخص شود. برج خلیفه از سه بخش پایینی، میانی و بالایی تشکیل شده‌است. هر کدام از این قسمت‌ها به گونه متفاوتی طراحی شده‌اند تا در برابر جریان باد و همچنین تغییرات فشار و دما رفتارهای متفاوت و آرمانی داشته باشند.

 

وسایل حمل و نقل به بالای برج

در برج خلیفه 58 آسانسور و 8 پله برقی به طور مداوم کار حمل و نقل ساکنین به طبقات مختلف برج را انجام می‌دهند. آسانسور بار و آتش‌نشانی برج توانایی حمل 5500 کیلوگرم جرم را دارد و بلندترین آسانسور باری جهان است. آسانسورهای برج قابلیت برنامه ریزی هوشمند برای مواقع تخلیه اضطراری و آتش‌سوزی را دارند و به افراد نمایی از بیرون برج را می‌دهند ظرفیت 12 تا 14 نفر را دارند و با سرعت 10 متر بر ثانیه حرکت می‌کنند.

مشاهده ادامه مطلب آشنایی با برج خلیفه دبی

ایران، نخستین کشور مسلمانى که هنر عکاسى را پذیرفت

عکس به عنوان یک سند پر ارزش در درون خود راز ها و اسرارى دارد که هر بیننده و اهل تحقیق با اندک دقت و تأمل در کادر ، رنگ، فرم و قالب عکس، پى به پیام و تأثیر آن مى برد. عکس به عنوان یک سند قابل استناد و گاه در مواقعى خود به تنهایى پاسخگوى بخش عمده اى از سئوال ها بوده و روشنگرنکات تاریک تاریخ است و پیام هاى اجتماعى، سیاسى، اوضاع اقتصادى، فرهنگ عامه، آداب، رسوم، عقاید، موقعیت هاى جغرافیایى و بسیارى دیگر را دربر دارد.
تحقیقات و پژوهش هاى تاریخى به هر شکل و روشى که انجام گیرد با بهره گیرى از منابع تصویرى و به ویژه عکس مى تواند از مقبولیت بیشترى برخوردار باشد.
تمامى این اطلاعات در قالب و مفهومى به نام عکس پدیدار و هویدا مى شود و در واقع نگاه محقق و منتقد، پیام هایى را ادراک و برداشت مى کند که ثبت و ضبط شده و کمتر مى توان برداشتى دیگر و یا به قولى دید سیاه و سفید تاریخى در عکس متصور شد.

مطالعه متن به صورت کامل در ادامه مطلب

مشاهده ادامه مطلب ایران، نخستین کشور مسلمانى که هنر عکاسى را پذیرفت

مکاتب نقاشی - زندگی نامه هنرمندان مکتب اصفهان

مشاهده کامل متن در ادامه مطلب

حبیب الله مشهدی (978 ه. ش): بررسی آثار حبیب الله مشهدی نشان می دهد که او ابتدا در هرات کار می کرد و بعداً توسط حسین خان شاملو دولت مرد قمی او را به دربار شاه عباس معرفی کرد. او به اصفهان آمد و در دربار به کارش ادامه داد و از اعتبار بسیاری برخوردار شد. طراحی های او نشان می دهد که در ایجاد خطوط ظریف ، محکم و روان از مهارت و استادی کم نظیری برخوردار بوده است و چنان استنباط می شود که آثارش اندکی در طراحی به کارهای رضا عباسی نزدیک بوده و تحت تاثیر هنرمندان پایتخت قرار گرفته است.

مشاهده ادامه مطلب مکاتب نقاشی - زندگی نامه هنرمندان مکتب اصفهان